رنگ های دلم

آن یار کزو خانه ما جای پری بود .....

او رفت  و و تمام ترانه های مهر و باران را برد . عطر خوش چای و مربای به قصه های قشنگ و نوازش دستهاش و... همه وهمه را برد و با همه اونها به خاطره ها پیوست .

از نبودنش احساس سرما کردم پشتم لرزید و دیدم یکی از ستون های زندگیم رفته و دیدم مامانی مهربونم دیگر نیست با خودش او رفته با صدایش .

خانوم خانوما دلتنگتم . miss u

+   نگار ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir